اتحادمقدس؛خط کش نقد حزب اللهی ها

author
0 minutes, 0 seconds Read

علی مهدیان

رامبد جوان در دو برنامه نقش داشت، یکی در صداوسیما به نام خندوانه و دیگری در سکوهای پخش خانگی به نام کارناوال. اگر مصاحبه‌های خندوانه را یادتان باشد عموماً به زبان ساده و همه‌فهم، تلاش می‌کرد، جهت و اولویت‌های حقیقی مردم را در گفتگو با مدعوین و سلبریتیها به چشم آورد. معمولاً هم موفق بود. نیاز به نشاط، به امید، به انسجام، تقابل با راهبردهای دشمن، به زبان ساده. این، کار اتاق فکر و برنامه‌سازان این برنامه بود که دیده نمی‌شوند، اتفاقی که امروز در برنامه هزار و یک و امثالهم نیز می‌افتد.

اما “کارناوال” تلاش می‌کند با کنارگذاشتن حقایق به وحدت برسد، مثلاً سخنان رامبد در اولین قسمت برنامه که در روزهای جنگ ضبط شده بود ببینید، نبردن نام دشمن و نام اسرائیل دقیقاً در روزهای جنگ، یا مثلاً ساختن موسیقی‌های فیلم‌های مروج صهیونیسم در برنامه علی اوجی، فرصت دادن به حرف‌های بی‌ربط یک عده مخالف مردم، زیر عنوان زیبای گفتگو و… وحدت کارناوال عملاً ترویج اختلاف و دوگانه‌سازی است و وحدت خندوانه حول حقیقت است و مقدس است.

یا مثلاً سخنگوی پر حاشیه دولت در مصاحبه با همشهری بی‌توجهی به پوشش را گره‌زده بود به وحدت مردم در جنگ دوازده‌روزه. حال‌آنکه جنگ دوازده‌روزه وحدت حول حقیقت واحدی بود به نام ایران مقدس و مقابله با متجاوز، نه کوتاه‌آمدن از عقیده و دین و درست‌نمایی خطاها و اشتباهات.

او در همان روزهای پس از جنگ در پاسخ به فیلتر برخی پلتفرم‌ها، با بیانی اختلاف‌انگیز گفته بود، جنگ دست مخالفین فیلترینگ را باز کرد. خانم سخنگو مهم نیست، مهم جریانی است که با اسم وحدت، بازی می‌کند و عملاً اختلاف می‌سازد.

آنچه جهت و حقیقت را در جامعه ایران کم‌رنگ می‌کند عملاً مانع وحدت است و تبدیل‌کننده وحدت حقیقی به سراب وحدت. با این حساب اساساً غربگرایی در کشور یکی از مهم‌ترین موانع وحدت است.اما غربگراها خودشان چند دسته‌اند: دسته اول روشنفکرانی هستند که خودآگاه علاقه‌مند به غربند و آن را انتخاب کرده‌اند.

اینها به چند صورت در کشور به حاشیه رانده شده‌اند.

اولاً : فضای پلتفرم ها عملاً جلوداری اینها را کم‌رنگ کرده، حتماً شنیده‌اید که سعید حجاریان گفته بود، باید روی سلبریتیها سرمایه‌گذاری کنیم. دلیلش کمرنگ شدن تأثیر رهبران فکری آنها است.

ثانیاً : تجربه حضور اینها در مناصب مدیریتی کشور و ضعف عجیبشان در اداره کشور باعث شده کشور در طول زمان دیگر اینها را انتخاب نکند و گزینه‌های متعادل و در تلاطم بیشتر با نظام را بپذیرد.

ثالثاً : برملاشدن ماهیت غرب در این دو سال برای کل دنیا و سبک‌رفتار غرب با ایران، ذات این جماعت و عقلانیت آنها را به چالش کشیده. بسیاری از کنشهای اینها از روز پایان جنگ به دلیل به چالش کشیده‌شدن و محو ایده آنها است.

دسته دوم : سبلریتیها هستند. اینها اهل اندیشه نیستند، بلکه بر پایه تمایلات و سبک زندگی غربگرایانه زندگی میکنند و توجه جلب میکنند و کاسبی دارند.

صداوسیما و رسانه‌ها دو راهبرد در تعامل با این جریان داشتند، یکی حذف و قهر با اینها به‌خاطر پر خطا بودنشان و نقش جهت دهنده‌ای که در فضای مجازی دارند، طبیعتاً رسانه‌های رسمی به دیده‌شدن اینها کمک میکرد و لذا خیلی‌ها موافق حذف اینها از رسانه ملی بودند.

راهبرد دیگر استفاده از این جریان بود که به دیده‌شدن رسانه‌ها و جذب مخاطب هم کمک میکرد. این راهبرد را میتوان در گفتگوهای هوشمند در برخی برنامه‌های صداوسیما مثل خندوانه یا عصر جدید و امثالهم دید.امروز هم ظاهرا همین راهبرد دوم انتخاب شده. تجربه خوبی از این‌ جهت در رسانه‌ها شکل گرفته و سعه صدر بیشتری پیدا شده.

دسته سوم : بسیاری از مردمند که غربگرایی برایشان یک امر خودآگاه نیست، بلکه یک فرهنگ سابقه دار است که با فضای حملات شناختی در پلتفرمها تشدید هم شده. همین مردم هویتی عمیقا ایمانی و الهی هم دارند که مایه اصلی وحدت و قدرتشان است. اما آلودگی به نوعی انفعال و وابستگی به غرب هم در فرهنگ آنها وجود دارد. لذا کنار گذاشتن و حذف و مرگ روشنفکران یا سیاستمداران لیبرال باعث نمیشود اینها دست از نوع انتخابها و حساسیتهایشان بردارند.

راه حل چیست؟

باید همان داراییهای هویتی آنها را به چشم آورد، از فرصتهای مختلف استفاده کرد و تبیین نمود. با این توضیح باید گفت فضای موجود در غربگرایی هر چقدر به سمت تبیین و خودآگاهی پیش برود جمعیت بسیاری از مردم و موثرینشان را میتوان در جهت درست قرار داد. جهتی که البته کل ساختار حاکمیت و نظام اسلامی نیز با آن همراه است. جهتی که باعث پالایش این آلودگی فرهنگی میشود.

چه کسی باید جریان تبیین و همراه کردن مردم و وحدت درست و مقدس حول جهت را در کشور پیش ببرد؟

جواب : طبیعتا نیروهای انقلابی، فضای فکری این جماعت آگاهانه و اعتقادی است.

هر آفت و مانعی به این جریان بخورد، آفت به “کلید مشکلات” است و بسیار خطرناک. توجه به آفتهای این جماعت از آن جهت مهمتر است که آنها اهمیت بیشتری در حل مشکلات کشور دارند. اینها هستند که بیش از دیگران میتوانندبه صحنه آگاهی و آگاهی بخشی و تبیین قدم بگذارند.

دوقطبی و بددلی، و یاس و احساس شکست و احساس بی اعتمادی و امثالهم عملاً این موتور اصلی تحول و وحدت در کشور را از کار می‌اندازد و دشمن نیز تلاش جدی خود را به همین دلیل متوجه این نقطه کرده است.

منبع : فارس

مطالب مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *